• سيتم انتخاب واحد و پرداخت شهريه

















  • دانشگاه آزاد اسلامي واحد سوسنگرد

    بله ... باز هم امدم

    دوستان لطف داشتن تو اين مدت حسابي پيغم گذاشتن

    خواهش كردم به هم ايميل بدن . هركي هر مطلبي داره برام ميل كنه تا تو وبلاگ قرار بدم

    الان هم كه باز وقت پرداخت شهريه هاست و شكم بزرگ كردن آقايون

    منتظرم

    e_mail: susangerd_uni@yahoo.com

    نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 19:50 توسط دانشجو| |

    آقای X  و خانوم  Yدانشجویان دانشگاه آزاد سوسنگرد می باشن که سر کلاس استاد ع.ن همکلاسی هستند.

    داستان از اونجا شروع میشه که استاد ع.ن داشت با کمال دقت درس خودش رو میداد و طبق معمول کلی واسه دانشجو ها کلاس میگذاشت که آقای X یه جای از درس رو متوجه نمیشه و تصمیم میگیره از استاد ع.ن ، اونجای  که متوجه نشده رو بپرسه ولی چشمتون روز بد نبینه این آقای X هرچقدر گفت "استاد... استاد... استاد..." و بال بال زد و خودشو خفه کرد فایده نداشت ، استاد ع.ن محله @#$   هم به این بنده خدا نذاشت که نذاشت

    همین موقع بود که خانوم Y  با صدای نازک و آروم گفت "اســـــ ... " و استاد ع.ن با سرعت برگشت و گفت "جانم ، سوالی داشتید" . ما از دیدن این صحنه  خشکمون زده بود و مونده بودیم چی بگیم.

     آقای استاد ع.ن عزیز... ، بابا میزاشتی بگه استاد بعد میپریدی سرش... نمیگیم درو ور دخترا نپلک... اصلا نوشه جونت... ولی حداقل جواب آقای X رو هم میدادی... یعنی می فرمائید شما فقط واسه خانوم ها استادین؟؟؟ واسه آقایون نیستید؟؟؟ بدبختی اگرهم جواب آقایون رو بدی اول حسابی آبروشون رو میبری بعد هم با کراهت جواب میدی 

    نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 4:49 توسط دانشجو| |

    ای کاش یه تابلو با عنوان "بعلت عدم وجود امکانات رفاهی معلولین در دانشگاه از پذیرش دانشجویان معلول و جانباز معذوریم" در درب ورودی دانشگاه نصب کنن. آخه هیچ گونه امکاناتی برای این بندگان خدا در دانشگاه وجود نداره. اول از همه آسانسور ، چرا ساختمون شهید هاشمی  (تنها ساختمون آموزشی یه کمی باکلاس تو دانشگاه) با وجود اینکه ۴ طبقه هستش آسانسور نداره ؟ یعنی اون بنده خدای که با ویلچر میاد دانشگاه اگر طبقه چهارم کلاس داشته باشه چیکار باید بکنه؟

    این مشکل با کمک هم کلاسی ها رفع میشه اما مشکل بزرگتر عدم وجود سرویس بهداشتی فرنگی تو این ساختمونه و عدم وجود سرویس بهداشتی سالم در تمام دانشگاه هستش. تو تمام دانشگاه فقط یه سرویس بهداشتی فرنگی هست که اون هم همیشه گرفته. در واقع علی رقم اینکه ما چندین دانشجوی معلول تو دانشگاه داریم هیچ گونه خدماتی در اختیار اونها قرار نگرفته. پس لطفا هرچه سریعتر نسبت به نصب تابلوی "بعلت عدم وجود امکانات رفاهی معلولین در دانشگاه از پذیرش دانشجویان معلول و جانباز معذوریم" اقدام فرمائید.

    نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 10:11 توسط دانشجو| |

    باز هم سلام

    اول از همه میخام بابته اینکه خیلی وقته مطلب ندادن معذرت بخوام .

     از مهندس سیاحی مدیر گروه کامپیوتر هم  خواهش میکنم که بره و نظر یکی از خوانندگان این وبلاگ رو  که در مطلب  "مقدمه" داده بخونه چون مربوط به ایشون میشه.

    و در نهایت هم از بسیج دانشگاه میخوام که دورو ور ما نپلکه چون ما تا الان هیچ حرفی از اونا نزدیم و اسمی هم نه اوردیم. برای کسانی که نمیدونن داستان از چه قراره  میخوام که برن و نظری که بسیج با عنوان "بسیج - انقلاب دیگر سال 90" برای  ما گذاشته بخونن.

    منتظر من در پست های بعدیم باشید......

    نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 19:28 توسط دانشجو| |

    نمی دونم جدیداْ رفتید گواهی اشتغال به تحصیل بگیرید ؟؟؟ اگر رفته باشید حتماْ متوجه شدید که برای گواهی میگن باید تسويه حساب مالی کنی. آخه یکی نیست بگه مگه چند درصد از دانشجو ها تا قبل از شروع امتحانات تسويه می کنن ؟؟؟ به جرعت می تونم بگم ۹۹٪ از داشجو ها تا قبل از امتحانات حسابشون رو صفر نمی کنن . با این حساب ۹۹٪ از دانشجو در طول ترم از گرفتن گواهی اشتغال به تحصیل محروم میش. میدونید این یعنی چی ؟؟ یعنی ۹۹٪ از دانشجو ها هیچ کار اداری نمی تونن انجام بدن و از مزیت های دانشجو بودن خودشون نمی تونن استفاده بکنن. مخصوصا کسانی که دارن از معافیت تحصیلی استفاده میکنن. این قانون واقعاْ خنده داره. اگر دانشگاه مشکل اقتصادی داره دلیل نمیشه دانشجو رو تو منگنه بزاره. از مسئولین محترم خواهشمندم یک بازبینی در این قانون بکنن. یا حداقل بگین ۵۰٪ یا بیشتر باید پرداخت کرده باشن نه ۱۰۰٪ ...

    نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 10:49 توسط دانشجو| |

    باز هم سلام . قبل از اینکه مطلب جدید رو تو وبلاگ قرار بدم خواستم به بعضی از دوستان که گله کردن و گفتن چرا علیه دانشگاه وبلاگ راه اندازی کردم بگم که اولا من ضد دانشگاه وبلاگ راه ننداختم بلکه این وبلاگ فقط جنب انتقاد برای هرچه بهتر شدن محیط دانشگاه برای تحصیل داره و هیچ گونه موضع گیری علیه دانشگاه انجام ندادم ولی متسفانه تو فرهنگ ما این موضوع بد جا افتاده که وقتی یک نفر در مورد یک چیز انتقاد میکنه همه فکر میکنن که ضد اون داره عمل میکنه.

    من همین جا از کلیه عزیزانی که تو این دانشگاه برای دانشجو ها صمیماْ زحمت می کشن تشکر می کنم و دست یکایک کسانی که در راه دانش قدمی ولو کوچک برداشتن رو می بوسم.

    بریم سر اصل مطلب . از موضوع این بخش باید فهمیده باشید امروز در مورد چی میخوام صحبت کنم. خیلی وقت ها برای خیلی از دانشجو ها پیش میاد که بین کلاس هاشون تا چند ساعت فاصله می افته و از اونجای که اکثراْ ساکن اهواز هستن تو این فاصله یا تو دانشگاه قدم میزنن و یا تو نمازخانه دراز میکشن و بعضی ها هم تو پارک کنار دانشگاه قدم میزنن و درس می خونن . باز جای شکر داره که کنار دانشگاه پارک هست وگرنه نمی دونستیم تو این فاصله ها کجا بریم. تو اکثر دانشگاه ها برای این جور مواقع یک تریا تو دانشگاه میزارن تا دانشجو ها هم نفسی تازه کنن هم وقتشون رو اونج بگذرونن به طور مثال تو دانشگاه چمران اهواز هر دانشکده یک تریا داره ولی دانشگاه ما یکی هم نداره. باز خدا پدر صاحب فروشگاه سلطان رو بیامورزه که در حال ما دانشجو ها رحم کرد و یک چای دستمون رسوند.

     

    نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 12:35 توسط دانشجو| |

    حتما می دونید که چادر زدن برای دانشجو های دختر دانشگاه اجباری هستش. و این اجبار باعث شده که ما با صحنه های جالبی تو دانشگاه رو برو بشیم و می بینیم که خیلی از دحتر ها چادر رو دوره کمر خودشون می پیچن و در واقع با این حرکتشون به این قانون دهن کجی می کنن.

     تن آدمی شریف است بجان آدمیت                نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

    اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی      چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

    به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد             که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

    اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد                 همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند            بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

    طیران مرغ دیدی تو زپای بند شهوت                           بدرآی تا ببینی طیران آدمیت

    نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم                   هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

    سعدی شیرازی

    تازه جالب اینجاست ظاهرا این قانون فقط برای دانشجو ها هستش و اساتید محترم خانم از این قانون معاف هستن. جالبه...؟؟؟ نه...؟؟؟

    اگر قانونی وجود داره باید برای همه باشه نه فقط دانشجو ها . یا قانون تفاوت گذاشته که اگر اینطور باشه خیلی خنده داره و یا حراست داشگاه زورش به اساتید نمی رسه .

    به نظر شما کدوم درسته ؟!؟

    لطفا تو نظر سنجی که در همین مورد گذاشتم شرکت کنید. از طریق منوی سمت راست وبلاگ می تونید در نظر سنجی شرکت کنید 

    نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 21:36 توسط دانشجو| |

    با سلام مجدد

    همونطوري كه گفته بودم من دانشجوي جديد الورود هستم و هنوز با محيط دانشگاه آشنا نشدم. يك روز ظهر صداي قرآن به گوشم خورد وقتي به ساعتم كه نگاه كردم متوجه شدم كه موقع اذان ظهر شده پس رفتم سرويس بهداشتي و وضو گرفتم و بعد  از اون هم رفتم نمازخانه...!!!

    دانشگاه آزاد واحد سوسنگرد

    اما از شما چه پنهون كه نمازخانه بيشتر بهش مي خورد خوابگاه باشه تا نمازخانه ، بگذريم... خلاصه كم كم داشت قرآن تموم مي شد و موقع پخش اذان رسيده بود كه گوينده راديو گفت ((اذان ظهر به افق اهواز))‌...!!!‌  اهواز...؟؟؟ گفتم شايد من اشتباه شنيدم پس از يكي پرسيدم راديو گفت اهواز...؟؟؟ اون هم با حركت ير تاييد كرد.

    اونجا بود كه متوجه شدم سوسنگرد فرستنده راديو نداره و به خاطر همين اذان به افق سوسنگرد پخش نميشه ، اختلاف اذان بين اهواز و سوسنگرد نبايد زياد باشه ولي اين اختلاف كم تو ماه رمضان مي تونه مشكل ساز باشه ، اي كاش مسئولين محترم دانشگاه يك دانشجوي مومن رو مسئول گفتن اذان بكنن و ما اذان رو در دانشگاه به افق سوسنگرد بشنويم تا شايد مسئولين محترم شهرستان سوسنگرد هم به فكر بيوفتن و فرستنده اي رو براي اين شهر محروم تهيه كنن

    نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 17:41 توسط دانشجو| |

    با سلام

    من یکی از دانشجو های جدید الورود دانشگاه آزاد سوسنگرد  هستم که تصمیم گرفتم یک وبلاگ مخصوص دانشجوهای این دانشگاه درست کنم.

    هر دانشجوی از دانشجو های این دانشگاه اگر بخواد میتونه تو این وبلاگ مطلب بزاره . تو قسمت نظر ها آیدی خودتون رو بنویسید تا خودم باهاتون تماس بگیرم

    نوشته شده در جمعه سی ام مهر 1389ساعت 1:35 توسط دانشجو| |